لحظه هایی هست... توی زندگی که.. دیگه حتی یک قدم هم نمیتونی برداری.. زندگی شده باتلاق تنهایی... یه نگاه به دوروبرت میکنی...یک نگاه به پیش رو.. یک نگاه به پشت سر... اون لحظه است که دوست داری کسانیکه یه عمربه وجودشون دلت خوش بود... دستت بگیرن و آهسته آهسته ...از باتلاق تنهایی نجاتت بدن... ولی افسوس.... در این مرداب.. سکوتی تلخ است وصدایی جزء ... صدای فرورفتن آرام آرام در باتلاق تنهایی نیست. نه!!... سکوت کن...
برچسب:
نویسنده: پویا حسینیان